×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : جمعه, ۲ مهر , ۱۴۰۰
اهداف رسالت پیامبر برای جامعه امروز

 هفت درس از عظمت رسول خدا‌ صلی الله علیه و آله و سلم و اهداف رسالت پیامبر اسلام از منظر آیت الله صافی گلپایگانی در ادامه از نظرتان می گذرد.

اهداف رسالت پیامبر برای جامعه امروز عترتنابه گزارش عترتنا / عترت: در ادامه برش‌هایی از هفت درس از عظمت رسول خدا‌ صلی الله علیه و آله و سلم و اهداف رسالت پیامبر اسلام از منظر آیت الله صافی گلپایگانی از مراجع معظم تقلید از نظرتان می گذرد.

  1. عظمت در رسالت و دعوت

در بین دعوت کسانی‌که در تاریخ بشر برای اصلاحات اجتماعی یا انقلابات بنیادی قیام کرده‌اند. دعوتی عالی‌تر و رسالتی انقلابی‌تر و جامع‌تر از رسالت پیغمبر اسلام نبوده است.

بدیهی است درک عظمت رسالت و دعوت پیغمبر اسلام محتاج به بررسی‌های زیادی است اما در ادامه به بعضی از آن‌ها اشاره می‌شود.

دعوت به توحید و یکتاپرستی

اساس عظمت دعوت پیغمبر اسلام، دعوت به توحید و یکتاپرستی است که در کلمه‌ی طیبه‌ی لا اله الا الله خلاصه می‌شود. کلمه‌ای که از آن ارزنده‌تر و آزادی بخش‌تر و روشن‌تر و نجات دهنده‌تر نیست. کلمه‌ای که در آن تمام برابری‌ها و برادری‌ها و الغای امتیازات پوچ و موهوم نهفته است. کلمه‌ای است که به‌گفته‌ی گوستاولوبون دانشمند مشهور فرانسوی در کتاب تمدن اسلام و عرب در بین ادیان تاج افتخاری است که فقط بر سر اسلام قرار دارد.

کلمه‌ای که استثمار و استضعاف را محکوم و ریشه‌کن می‌سازد و هر اطاعتی را که در اطاعت خدا و قانون خدا درج نباشد ناروا و غیرمجاز قرار می‌دهد. کلمه‌ای که اعلان آزادی بشر و حقوق انسان‌ها است. کلمه‌ای که مستبدان را به زانو در آورد و اعلان جنگ داد و بشریت را علیه آن‌ها بسیج کرد. آری حکم مخصوص خدا است و غیر از او کسی که سزاوار پرستش باشد نیست. همه باید شعارشان کلمه‌ی «لا اله الا الله» باشد. شعاری که یک فرد عادی را با بزرگ‌ترین امپراطوری‌های عالم برابر می‌سازد و شعاری که هر کس آن را فهمید و درک کرد خود را با کسری و قیصر مساوی و برابر و بلکه در ارزش انسانی برتر یافت.

دعوت اسلام به برابری و برادری

پایه‌ی دیگر دعوت اسلام برابری و برادری است که آن هم رشته‌ای از معنی کلمه‌ی توحید است در قرآن می‌فرماید:

تعالوا إلى کلمه سواء بیننا وبینکم ألا نعبد إلا الله ولا نشرک به شیئًا ولا یتخذ بعضنا بعضاً أربابًا من دون الله. (آل عمران، ۶۴)

در دعوت اسلام به برادری در آن رنگ و نژاد و فاصله‌های دیگر محو می‌شود که قرآن می‌فرماید: واعتصموا بحبل الله جمیعًا ولا تفرقوا واذکروا نعمه الله علیکم إذ کنتم أعداء فألف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته إخوانًا. (آل عمران، ۱۰۳)

دعوت به نفی تبعیض نژادی و قومی

دعوت به الغای امتیازات نژادی و قبیله‌ای و هر امتیاز دیگر که مانع تشکیل جامعه‌ی بزرگ و برادری جهانی است. در قرآن می‌فرماید: إنا خلقناکم من ذکر وأنثى وجعلناکم شعوبًا وقبائل لتعارفوا إن أکرمکم عند الله أتقاکم. (حجرات، ۱۳)

دعوت به تفکر و تعقل

در این‌جا عقل و فهم بشر را مخاطب قرار داده و مردم را به تعقل تفکر مأمور می‌سازد و از آن‌ها می‌خواهد که به حکومت عقل گردن نهند و حق را از باطل تشخیص دهند. در قرآن مجید می‌فرماید: إن فى ذلک لذکرى لأولى الألباب. فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه أولئک الذین هداهم الله وأولئک هم أولوا الألباب( زمر/۲۱)

  1. عظمت در اراده و تصمیم

دومین عظمت از عظمت‌های پیامبر اسلام عظمت در اراده و تصمیم است انجام کارهای بزرگ و قیام و انقلاب محتاج به اراده قوی و عزم راسخ و تصمیم محکم و استوار است. هر‌چه کاری که شخص می‌خواهد انجام بدهد عظیم‌تر باشد تصمیم بزرگ‌تر و قوی‌تر می‌خواهد. بسیاری از مردم هستند که سخن از کار بزرگ و عمل خطیری به میان می‌آورند و به ظاهر خود را مصمم بر انجام آن‌ها کار نشان می‌دهند اما در وسط کار تطمیعات مالی و یا شهوانی یا جاه و مقام یا تهدیدات و سختی‌ها و دشواری‌ها و مصائب آن را از کار منصرف و تصمیم‌شان را ضعیف و باطل می‌نماید.

پیغمبر اسلام به حق در میان مردان بزرگ تاریخ در تصمیم، عظیم و یگانه بود. وقتی مأموریت رسالت جهانی در غار حرا به عهده او واگذار شد، وقتی مبارزه با تمام گردن‌کشان و استثمارگران دنیا و مذاهب باطله و منسوخه و عادات سخیفه و زورمندان وحشی و غارت‌گران و آدم‌کشان و الغاء رسوم شرک و بت‌پرستی از جانب خدای جهان به او پیشنهاد شد بدون درنگ پذیرفت و از غار حرا برای انجام آن قیام و انقلاب بزرگ و تاریخی قدم بیرون گذارد و مأموریتی را که احدی جرأت اظهار آن را در برابر یک نفر نداشت مصممانه به دوش گرفت و در مکه مرکز بت‌ها و بت‌پرست‌ها و کسانی که فخر و افتخارشان آدم‌کشی و قتل و غارت بود، اعلان کرد و بدون خوف و بیم فریاد: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» (مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ج‏۱، ص ۵۶) را بلند فرمود.

تاریخ زندگی پیغمبر اسلام در همه‌ی حالات نمایشگر تصمیم و عزم راسخ و پایداری و استقامت او است.

در جنگ احد که آن چشم زخم بزرگ به سپاه اسلام رسید محمد صلی الله علیه و آله و سلم فقط خدا را می‌خواند. در جنگ بدر که قریش و لشکر کفر با ساز و برگ و عده و عده‌ی کافی آمده بودند و به ظاهر بر حسب قوای مادی فتح خود و شکست مسلمانان را قطعی می‌دانستند به درگاه خدا عرض می‌کرد: اللهم ان تهلک هذه العصابه من اهل الاسلام لا تعبد فی الارض‏.( تاریخ طبری ج۲ ص ۴۴۷)

  1. عظمت در زهد و بی‌اعتنایی به دنیا

در این عظمت، پیامبر گرامی اسلام نمونه و یگانه و سرآمد تمام زهاد بود. از نشانه‌های زهد آن حضرت این بود که در آن وقتی که در اوج عظمت ظاهری و قدرت مادی قرار گرفته بود با دست خود نعلین خود را می‌دوخت و لباس خود را وصله می‌کرد و از تجملات دنیا پرهیز داشت و اگر زیوری از زیورهای دنیا را در خانه می‌دید می‌فرمود: «آن را از نظر من پنهان کنید؛ مبادا که به دیدنش مشغول شوم و به یاد دنیا افتم. (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶۰)

بسیار اتفاق می‌افتاد که روزها و بلکه ماه می‌گذشت و در خانه‌ی آن حضرت غذایی طبخ نمی‌شد و فقرا و مستمندان را بر خودش‌ و فاطمه عزیزش و حسن و حسینش مقدم می‌داشت.

در آن عصر محروم‌ترین طبقات که از هر جهت حالشان تأسف‌انگیز بود و مورد استضعاف بودند و تحمیلات طاقت‌فرسا به آن‌ها می‌شد غلامان و بردگان بودند که افتادگان اجتماع بودند. پیامبر عزیز اسلام که رسالت و دعوتش در جهت کمک به آن‌ها و آزاد کردن آن‌ها و حفظ حقوقشان قرار داشت و در قرآن مجید درباره‌ی آن‌ها به طور مؤکد سفارش شده و برنامه‌ای برای آزادی آن‌ها مقرر شده است، در منظر خارجی و خوراک و پوشاک و نشست و برخاست مانند غلامان بود. غذایش از غذای غلامان خوردنی‌تر و لذیذ‌تر نبود و لباسش از لباس آن‌ها بهتر نبود و مانند آن‌ها می‌نشست. پول و درهم ذخیره نمی‌فرمود آن قدر روی حصیر نشسته بود که بر بدنش اثر گذاشته بود.

پیغمبران دیگر مانند عیسی‌بن مریم علی نبینا و آله و علیه‌السلام هم زاهد بودند. اما تفاوت عیسی مسیح با پیغمبر اسلام این است که عیسی مال و مقامی در اختیار نداشت ولی پیغمبر اسلام قبل از این‌که به رسالت مبعوث شود و در آغاز بعثت ثروت سرشار خدیجه را در اختیار داشت و در سال‌های پایان عمر تمام شبه جزیره‌ی عربستان را؛ اما هم‌چنان زاهد و بی‌اعتنا به دنیا بود. به جوع و گرسنگی عادت داشت و روزه بسیار می‌گرفت.

  1. عظمت و رعایت مساوات و برابری انسانی با مردم

در این عظمت پیغمبر عظیم‌الشأن اسلام، یگانه معلم مساوات و برابری بود علاوه بر آن‌که به‌وسیله‌ی وحی الهی و آیات قرآن مجید برابری و مساوات انسان‌ها را اعلام داشت عملاً نیز آن را به مردم تعلیم داد.

مجالس او بالا و پایین نداشت و از چگونگی نشستن آن حضرت و اصحابش پیغمبر شناخته نمی‌شد تا کسی بگوید آن‌که مقدم بر همه و بالای مجلس نشسته است پیغمبر است؛ یا این‌که اغنیا و اقویا به او نزدیک‌تر بنشینند. این حرف‌ها که هنوز هم در دنیای به اصطلاح متمدن هوادار دارد در مجلس پیغمبر و مکتب تربیتی او وجود نداشت. فقیر و غنی و شاه و گدا همه از چشم پیغمبر یکسان بودند.

در جنگ بدر که مرکب و اسب و شتر مسلمان‌ها کم بود و مطابق نفرات مرکب نداشتند و مراکب را بین نفرات به‌طور متعادل تقسیم کردند به هر دو یا سه نفر یک مرکب رسید. که به تناوب سوار و پیاده شوند. از جمله به پیغمبر‌ صلی الله علیه و آله و سلم و دو نفر دیگر که یک نفر از آن‌ها علی‌ علیه السلام بود یک مرکب رسید هر وقت نوبت پیاده رفتن پیغمبر و فرمانده‌ی کل قوا می‌شد علی‌ علیه السلام و نفر دیگر می‌گفتند: «یا رسول الله! شما سوار باشید؛ پیاده نشوید، ما پیاده می‌آییم. » اما پیغمبر قبول نمی‌فرمود و پیاده می‌شد و قریب به این مضمون می‌گفت: «نه شما از من در پیاده رفتن تواناترید و نه احتیاج من به اجر و ثواب و رحمت خدا از شما کمتر است. » (دلائل‏النبوه، ج‏۳، ص۳۹)

در یکی از غزوات و جنگ‌ها می‌خواستند گوسفندی را ذبح و طبخ نمایند هر کدام از اصحاب کاری را عهده‌دار شدند. پیغمبر فرمود: «من هم هیزم جمع می‌کنم. » گفتند: «ما شما را از کار بی‌نیاز می‌سازیم. » فرمود: «نمی‌خواهم بر شما امتیاز داشته باشم. » (مکارم الأخلاق، ص: ۲۵۱؛ بحار الأنوار، ج‏۷۳، ص ۲۷۳)

می‌فرمود: لیس لعربی‏ على‏ عجمی‏ فضل إلا بالتقوى‏ ( شرح نهج‌البلاغه لابن أبى الحدید، ج‏۱، ص ۱۲۸)

«الناس سواء کاسنان المشط. ( تثبیت دلائل النبوه، ج‏۲، ص۵۵۳)همه‌ی مردم با هم برابرند؛ کسی را بر کسی برتری نیست.

  1. عظمت در اصلاحات بنیادی اجتماعی

در تاریخ رهبران اصلاحات و انقلابات بزرگ، احدی نیست که مانند پیغمبر اسلام در مدتی کوتاه این همه انقلاب فکری و عملی و اجتماعی به‌وجود آورده باشد. منفلوطی می‌گوید: مردی خدمت رسول خدا عرض کرد: یا رسول الله! ما نمی‌دانیم با چه زبانی از شما تقدیر و تشکر نماییم. شما بر ما حقوق و منت‌های بزرگ دارید ما را از زیر بار سنگین عادات زشت و غل‌ها و زنجیر‌هایی که خود را به آن گرفتار کرده بودیم نجات دادی. سپس داستان دختر هفت ساله‌اش را که زنده به گور کرده بود به عرض رسانید و گفت: فراموش نمی‌کنم وقتی می‌خواستم دختر زیبا و شیرین زبانم را زنده به گور کنم و خاک بر رویش بریزم دامنم را گرفته بود و التماس می‌کرد و می‌گفت پدر چرا با من این گونه رفتار می‌کنی؟ اما هرچه گفت و التماس نمود و گریه و زاری کرد نتوانست مرا از آن عمل و جنایت بزرگ و ننگین باز دارد و من با دست خود، دختر شیرین زبان هفت ساله‌ام را زنده به گور کردم. تو ای پیغمبر! بر ما منت‌ها داری که ما را از این عادات پلید و غیر انسانی نجات دادی.

تولستوی می‌گوید: «شک نیست که محمد‌ صلی الله علیه و آله و سلم از بزرگ‌ترین رجال و مردانی است که به اجتماع خدمات بزرگ کردند. همین‌‌قدر در فخر او بس است که امتی را به نور حق هدایت کرد و از خون‌ریزی و زنده به‌گور کردن دختران و قربانی کردن انسان‌ها بازداشت و مردی مانند او سزاوار احترام و اکرام است».

پیغمبر از دنیا نرفته بود که آیین بت‌پرستی در شبه جزیره‌ی عربستان از بین رفت و از بت‌ها اثری نماند و خداپرستی و نماز و روزه و زکات و سایر فرایض و برنامه‌های اسلام عملی شد و رباخواری موقوف گردید. می‌نوشی و می‌گساری که بسیار رواج داشت به محض نزول آیه‌ی تحریم خمر، متروک گردید و یک نفر لب به شراب نگذارد و قطره‌ای از آن یافت نمی‌شد. در روز اعلام تحریم خمر تمام خمره‌های شراب را خود مردم روی زمین ریختند. قماربازی موقوف شد. زنان و دختران عزت یافتند و به حقوق واقعی یک انسان نایل شدند. بردگان، احترام انسانی پیدا کردند، از ظلم و تحمیلات مصونیت یافتند و برنامه‌های آزادی آن‌ها با سرعت شروع شد. معاملات و بازرگانی‌ها بر اساس صحیح قرار گرفت. از بی‌عفتی‌ها و ناپاکی‌ها و زنا و رفیق گرفتن‌های زن‌ها و کارهای نکوهیده دیگر اثری باقی نماند. تکبر و استبداد، ننگ و عار گشت و تواضع و فروتنی افتخار شد. قوانین و مقررات ارث و ازدواج و طلاق و جهاد و صلح و وصیت و هبه و رهن و مزارعه و مساقات و احیاء موات و قضاء و شهادات و غیره اجرا شد و دیگر حقوق مالی ایتام پایمال نمی‌شد. دیگر بانوان جزء متروکات مرد شمرده نشدند و با طلاق‌های مکرر و نامحدود و رجوع‌های پی در پی بلا تکلیف و سرگردان نشدند. فقرا و زیردستان اجتماع در مجتمع انسانی اسلام در صف اغنیا قرار گرفتند و بلکه بر اساس صلاحیت و شایستگی بر اغنیا، امارت می‌یافتند.

شرح عظمت پیغمبر در اصلاحات بنیادی اجتماعی و انقلاب بی‌توقف و هر زمان و هر مکانی اسلام، بسیار طولانی است و الحق که تاریخ، احدی از رجال اصلاح و انقلاب را در این همه رشته‌های گوناگون مادی و معنوی و روحی و جسمی و فردی و اجتماعی – در این مدت کوتاه – مانند آن حضرت موفق و پیروز، نشان نمی‌دهد.

  1. عظمت در تشریع قوانین و احکام و شرایع

در بین مشرعین بزرگ و قانونگذاران، توفیقی که نصیب پیغمبراسلام شد نصیب احدی نشده است.

علاوه بر آن‌که قوانینی که قانونگذاران و مجالس بزرگ مقننه با آن همه عرض و طول وضع می‌نمایند جامع و کامل و خالی از عیوب و نواقص نیست و موسمی و موقت است و پس‌از مدت کوتاهی به تجدید نظر و اصلاح و بلکه الغای آن محتاج می‌شوند قانونگذاری که بتواند در مدت بیست و سه سال با اشتغالات خطیر گوناگون – که هر یک برای این‌که تمام وقت شخص را بگیرد و او ضمن پرداختن به امور نماز، روزه، حج، دعا، معاملات، تجارت، اقتصاد، کشاورزی، دامداری، باغداری، همسرداری، فرزندداری، ارث، سیاست، داوری، حل و فصل دعاوی و اختلافات، کیفر و مجازات و اخلاق و آداب حتی آداب غذا خوردن، لباس پوشیدن، خوابیدن، راه رفتن، نشستن، بیمارداری و بهداشت و احکام اموات و… با گفتار و عمل، هزاران هزار مواد جامع و کامل و قانون و برنامه‌ی زندگی به بشریت عرضه کند- غیر از پیغمبر اسلام روی صفحه‌ی تاریخ و دنیا ظاهر نشده است. هر کس این موضوع را باور نمی‌کند می‌تواند شخصاً قوانین اسلام را بررسی نماید و می‌تواند به نتایج تحقیقات محققان منصف غیر مسلمان رجوع نماید.

اهمیت این موضوع وقتی بیشتر ظاهر می‌شود که به قانون‌گذاری‌ها و همکاری‌ها و همفکری‌ها و مطالعات و مباحثات دامنه‌داری که پیرامون یک ماده‌ی قانونی می‌شود و بالاخره به مجالس مقننه ارجاع می‌گردد و تحت شورها و بررسی واقع می‌شود توجه نماییم.

  1. عظمت در علوم و معارف

اسلام دین علم است. دین معارف است. یکی از عظمت‌های حضرت رسول اعظم‌ صلی الله علیه و آله و سلماین است که معارفی که در قسمت الهیات و خداشناسی و مبداء و معاد و رشته‌های دیگر عرضه داشته است استوارترین و منطقی‌ترین معارف است.

پیغمبر اسلام مسلم است که درس نخوانده بود و اصلاً شبه جزیره عربستان محل درس نبود و اگر کسی هم می‌توانست چند کلمه‌ای بنویسد چیزی نبود و او را از علوم و معارف بهره‌مند نمی‌کرد مانند میلیون‌ها افرادی که سواد خواندن و نوشتن دارند اما از حقایق و معارف بهر‌ه‌ای ندارند. این علومی که از پیغمبر اسلام ظاهر شده و در کتاب آسمانی او شرح و بیان گردیده است با سال‌ها تحصیل در دانشگاه‌های الهیات و تحقیق در رشته‌های مختلف فلسفه و حقوق و علوم فراهم نمی‌شود.

صحیح‌ترین و محکم‌ترین عقاید را در قسمت الهیات و فلسفه نظری و در قسمت اخلاق و حکمت عملی در اختیار بشر گذارد. و در رشته‌های مختلف علوم که بسیاری از آن، سال‌ها و قرن‌ها بعد کشف و بر بشر معلوم شده مثل: جنین‌شناسی، نبات‌شناسی، معرفت اعضاء، کیهان‌شناسی، عدد ستارگان، مسئله تسخیر فضا، طرز جلوگیری از بیماری‌های مسری و موجودات ذره‌بینی و و و، آنقدر در قرآن مجید و احادیث شریف بیانات و مطالب ارزنده موجود است که شرحش را در کتاب‌هایی که دانشمندان مطلع در این موضوع نوشته‌اند باید خواند تا جایی که بیگانگان زبان به تعظیم و اعتراف گشوده اند.

دانشمند مسیحی در قصیده‌ای در مدح پیغمبر اسلام می‌گوید:

انّی مسیحی اجلّ محمدا و‌اراه فی سفر العلا عنوانا

من مسیحی هستم و محمد را تجلیل می‌کنم و او را سرآغاز علو و بلندی مقام می‌دانم. و دکتر شبلی شمیل طبیعی نیز در قصیده‌ای در عظمت‌ آن حضرت می‌گوید:

من دونه الا بطال فی کل الوری من حاضر او غائب آت

یعنی تمام مردان بزرگ دنیا و قهرمانان گذشته و حال و آینده مقامشان و شأنشان و شخصیتشان مدیون مقام اعلای محمد‌ صلی الله علیه و آله و سلم است. معلوم است که مسلمانان باید چه‌قدر حق‌شناس زحمات و هدایت‌ها و راهنمایی‌های آن حضرت باشند.

امید است در این عصر مسلمانان آگاه و فداکار خصوص نسل جوان رسالت اسلام را به مردم دنیا برسانند و تمام نقاط را به انوار هدایت آن متصل سازند و اعصار طلایی ایمان و عمل را متعهدانه تجدید نمایند.

*(مقاله شماره ۶۰۶ افق حوزه) .

پایان پیام/.

شبکه های اجتماعی عترتنا: کانال تلگرام عترتنا / کانال ایتا عترتنا / کانال سروش عترتنا / پیچ اینستاگرام

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.